تبلیغات
تویسرکان دیار شاعران و عارفان واندیشمندان؛ سرزمین سبز و آثار کهن؛ به دلکده ی اجتماعی؛فرهنگی ؛ شعرو دل نوشته های آرمان همدانی تویسرکانی خوش آمدید؛Welcome to our blog and social, cultural and literary

ازتبـــار سخن نیکـم و از ایرانم

شاعـرم؛ شوریده حال ؛میدانم

آرمان نام سخنران دل من باشد

با قلم در دل دریای ورق میرانم

شعرنیمایی و نو ؛مثنوی و نثر دل

من به عشق آنکه جان داده مرا میخوانم



یکی بود هنوزم هست 

وهمیشه هم هست

به نام آنکه می دانم هست ونمی بینم

وبه نام خالق آسمانی که آبی بودنش را می بینم ومی دانم که 

نیست وبه نام آنکه حس می شود ولمس نمی شود

وبه نام آنکه چون هست هستم و هستی هست


سخن آغاز نمودن چه سخت است،

 

هرگاه که نباید گفتنی ها بسیار است.

 

و نوشتن چه رنج آور

 

هرگاه که ذهن نمیتواند همه چیز را بر قلم فاش سازد.

 

پس سخت گفته هایم را بشنوید

 

اما به ناگفته هایم بیاندیشید

 

و رنج نوشته هایم را بخوانید

 

اما دامنه ی خواندن را تا نانوشته هایم وسعت دهید.


ازحضور شما در دلکده ی آرمان تویسرکانی بی نهایت سپاسگزارم.



توجـــــه

شمامیتوانیداز طریق این لینک کلیپهای

مستند زیبای معرفی تویسرکان


را در سایت آپـــــــارات تمـــــاشا کـنید


آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . 

آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد . 

کسی که به آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند .

فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است . 

دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت

فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید .

می در دل و ساغر به سخن؛مست و عیانیم

ما پادشهی درد و بلا کش به جهانیم

پرشور و محبت و لطیفانه نگاریم

در بند قلم شاعر مهر؛آرمانیم

گاهــی ســــخن پایانــــی را باید در آغــاز گـــــفت:

حرف زیبا گـــفتن ما جــــرم نیست

دلخوشیم اینگونه ما بدخواه کیست

مدعـــــــی راه حــــق ما نیســتیم

با وجــــود رهــــروان ما کیســــتیم

نغمه پردازیــــم ودر بنـــد دلیـــــــم

ورنه کـــــمتر از همه آب وگلــــــیم

واینکه:

هرکه محرم شد لبش را دوختند

ما که غوغـا می کنیم نا محرمیم

آرامگاه شاعر وعارف تویسرکانی میر رضی آرتیمانی



آدم ها سه طیف هستند

مرد

زن

انسان


آرامگاه حبقوق نبی یکی از پیامبران بنی اسرائیل در تویسرکان


کاربران گرامی وایرانی؛ ما ایرانیها یکی از اولین تمدنها و فرهنگهای تاریخ را رقم زده ایم پس شایسته ما نیست فرهنگ و قانون کپی را رعایت نکنیم بنابراین استفاده از مطالب آرمان همدانی تویسرکانی تنها باذکر منبع بلامانع خواهد بود

و همچنین پیشنهاد می کنم مطالب وبلاگ را براساس موضوعات وبلاگ مطالعه بفرمایید و برای این کار می توانید به بخش موضوعات در انتهای ستون سمت چپ مراجعه فرمایید


 مطالب ما در سایتهای مختلف ادبی و اجتماعی


قابل توجه اهالی نقد وهمه ی کاربران گرامی

اغلب مطالبی که در این وبلاگ نوشته میشود به معنای واقعی کلمه دل نوشته هستند چون مستقیم و داغ و تازه از کوره ی ذهن و دل به این فضای مجازی منتقل می شوند بنابراین خود قائل به این هستم که تک تک مطالب ما قابل انتقاد هستند بنابراین ما رو از نظرات و انتقادات خودتان محروم نفرمایید


گالری عکسهای آرمان تویسرکانی


«قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ»


«ارزش هر انسانی به اندازه­ ی چیزی است که دوست می­ دارد»

پس شاید بتوان اینگونه برداشت کرد که برای اینکه بدانیم یک انسان

چقدر ارزش دارد باید ببینیم به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی

عشق می­ ورزد.



صفحه ی اول فعالیتکهای اقتصادی ما

صفحه ی دوم فعالیتکهای اقتصادی ما

صفحه ی فعالیتهای ورزشی ما




طبقه بندی: معرفی بزرگان وشاعران تویسرکان وبرخی آثار، تویسرکان-معرفی تویسرکان،

تاریخ : جمعه 5 آبان 1391 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه شما
پروردگارا یاری ام فرما تا به آنچه وآنجا که برای آن خلق شده ام برسم 
تا هنر بی نظیر و یگانه ات را تلف نکنم وسرمایه ی بزرگ وبدون
جایگزین عمر را در مسیر آنچه باید هزینه کنم حتی اگر
به آن هدف والا نرسم که در مسیر عشق بودن 
ترجمه ی رستگاریست وچه اندکند
کسانی که تعریف عشق را بدانند

برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان فرهنگ زیبا، شجاعت یعنی، نیایش عشق و آرمان تویسرکانی،

تاریخ : پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 11:33 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات

بازگشت

 

یاد روزهای جوانه زدن

 یاد لحظه های داغ واحساسی ؛ یاد شعرهای عاشقانه به خیر

یاد جست وخیز نوگامان

یاد بوی تازگی  ، بوی نان

 یاد شیطنت های بی پروا ؛ یاد لبخند عارفانه به خیر

یاد دوستی با درخت ، با گل

 یاد سبزه ها و بوته ی نارنج

 یاد خنده های پی در پی

 یاد قهرهای یک روزه ؛ یاد دوستی صادقانه به خیر

 یاد شبهای خاموشی 

 یاد طعم کشمش وگردو

 یاد تک قصه ی مادر          

یاد صبح مدرسه ؛ یاد آسمان شاعرانه به خیر

 یاد روزهای بودنمان

 یاد غفلت شیرین ؛ یاد کیمیای عمر ، یاد دنیای کودکانه به خیر  






طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، بازگشت به دوران کودکی و خارات کودکی، شعر نوستالژی و کودکی و سفری به گذشته،
دنبالک ها: لینک،

تاریخ : چهارشنبه 6 مرداد 1395 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
ســیل غم بی کـران دل ما را برد

مــوری شـــد و قند هایم را خورد



از نعمـــت آن چنین شدم دیـوانه

با مردم کــــوچه شده ام بیـگانه



قبل از غم بیکــرانه بودم من رام

از مردم این شهر، از خَلـقی عام


غم تَرک عـــــــوام را بر من داد

نفرین وفغــــــان بر این غم باد


من هم به خور و به خواب بودم

مست از می جهـــل ناب بودم


کم کم که عیان شدتَل رنجوری ها

آغاز شد آن روز  به بعد دوری ها


من با دل و عقل؛ ایشان با چشم

من گرگ همی دیدم؛مردم با پشم


چوپان دروغگوی شهرم شده ام

زندانی مردمـــان دهرم شده ام


آزاد نخواهـــم شد از این زندانها

اندیشه ندیده این سر و ایوانها



ای خالق این قفس درش را بگشا

تا مرغ دلم پرکشد و مست و رها






طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، موریانه ی موریانه ها چیست شعر مور، شعر تلخ،

تاریخ : سه شنبه 5 مرداد 1395 | 07:24 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات


شـــــــاپرک ســینه ام حمـــــــله به آتش زده


گرچه که خود سوزی است نقش سیاوش زده


در عـــطش آتش اســـت بال ظــــریف دلـــــم


از قفـــــــس تنــــــگ تن تــــــیر چو آرش زده




طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: سیاوش؛آرش؛شعر حماسی، تویسرکان، همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندیجملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگاراشعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکاناجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غربشاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان،
دنبالک ها: لینک مستند معرفی تویسرکان،

تاریخ : جمعه 1 مرداد 1395 | 06:02 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
خود بودن جرات می خواهد

چون هزینه دارد وپرداخت چنان هزینه

سنگینی در توان هرکسی نیست اما ارزشش را

داردچون وقتی خودمان نباشیم آدم بی خودی می شویم


شاید تعجب کنید اگر بگویم خود بودن

همان انسان بودن است وشاید

تعاریف متفاوت ما از انسان

دلیل این تعجب باشد





طبقه بندی: دیـدگاه آرمان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان فرهنگ زیبا، شجاعت یعنی،

تاریخ : دوشنبه 3 خرداد 1395 | 09:52 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
هرنغمه که خوانم همه از دولت عشقست
هر زلـف فشانم همه از شوکت عشقست

هرغنــچه که روید به دلــم از سر احساس
از بوی و رخِ آن گـــل زیبـــای دلــم یاس

چون مست شـــوم واله وحـــیران توام من
فارغ شوم از دین و عطــش های من و تن

بلبل شـــــوم از آن گــل رخســـار تو گویم
از عطـــر بهــــاران خوشـــم و یاد تو جویم

ای خــالق ما نغمه ســرایان پریشــــان
وقت است قدم رنجه کنی در دل ایشــان

سرتا قدمت دیده و دل فــــــــرش نمودیم
آخر نظری در غــــم عشــــق تو خمــودیم

تا کی کـــــند این بلبــــل رسوا به گــلایه
آواز حـــزین اش نبــــود بهــــــر تو آیه؟

هر نغمه که خوانند همه بلبـــل سرمست
از روی نگـارین تو گـــل بوده وهم هست

این تحفه که تو بر قلـــم و دل برســـانی
من اشهد ان لا که تو آنی که همـــــانی

 آن؛ آن که حکیم در فردوس تو گفته است
آن؛ آن که به ابیــــات بزرگانت نهفته است




طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : دوشنبه 24 اسفند 1394 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : یکشنبه 23 اسفند 1394 | 07:40 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
تاریخ : شنبه 22 اسفند 1394 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
وقت آن رسیده که سایه شوم و کهنه فرهنگ گذشته را کنار بزنیم وآفتاب زندگی بخش حیا وحرمت را به زندگی هم بتابانیم و دست از مگس بودن برداریم و به جای نشستن بر روی لکه های سیاه یکدیگر پروانه وزنبور باشیم و بر روی گلهای وجود هم بنشینیم  تا فرهنگی بارور و سازنده  داشته باشیم نه فرهنگی عقیم و ویرانگر تا کمتر جزو مردگان همیشگی تاریخ باشیم و نقشی در خلق زیبایی داشته باشیم


طبقه بندی: دیـدگاه آرمان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان فرهنگ زیبا،

تاریخ : دوشنبه 26 بهمن 1394 | 11:18 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
همانطور که آرامش می تواند به دلیل آگاهی و خودشکوفایی استعدادهای ویژه  در برخی افراد و بی خبری وجهل و نداشتن استعداد ویژه در بعضی افراد باشد بی خوابی هم میتواند به دلیل فشار و تراکم آگاهی ورنج وانواع ایده ها وخلاقیتها در برخی افراد و ترس ونیازمندی وترس از اینده و نداشتن هیچ ایده و راهکاری در بعضی افراد باشد (آرمان تویسرکانی خفی الذات ومستتر الهویه فی ا لزمان الاحیات و المعرفه فی الخلق بعد ازموت) قابل توجه عزیزان اندکی که نگران نشاط روحی ما هستند : خدا روشکر با تمام صیقل هایی که رنج روزگار به ما داده همانطور که دراین شوخی با عربی مشهود است هنوز طبع طنز ما نفس می کشد و البته همیشه بهانه ای برای شادی وزندگی هست سلامت وسرزنده وسبز ومسرور باشید...

برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، دلایل ارامش و بی خوابی،

تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1394 | 08:40 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
من یک دل نویس یا قلم فرسا یا نویسنده یا شاعر یا متفکر اجتماعی یا هذیان گوی ونویس یا هر عنوان دیگری که تفاوتی نمی کند نامش چه باشد هستم چون نه برای نام قلم گردانی وفرسایی میکنم نه برای نان بلکه برای بیش از اینها وبالاتر ازهمه ی  اینها برای دلم که همه هستی من است ؛ اینکه در اینجا ارزشی برای نوشتن این مطالب قایل نمیشوند و یا پولی پرداخت نمی شود دلیل بر بی ارزشی کار من وامثال من نیست چون پول معیار ارزشمندی نیست پول یک اعتبار وقرارداد است اما دل یک حقیقت؛آدمها در طول تاریخ و در طول روز بابت چیزهایی پول داده و می دهند  که گاهی نه تنها ارزشمند سودمند نیست بلکه ضد ارزش ومضر است. ارزش این است که اهل اندیشه باشیم و به آنچه میدانیم وخوانده ایم وشنیده ایم ودیده ایم بیاندیشیم وفکری مستقل با زاویه ی مستقل برای ارائه داشته باشیم تا دیگران به جای ما فکر نکنند وتصمیم نگیرند



طبقه بندی: دیـدگاه آرمان تویسرکانی،

تاریخ : یکشنبه 6 دی 1394 | 05:17 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
بعداز خواندن ؛نوشتن بزرگترین نعمت برای من است !
چون هزاران تُن واژه را که هرشب روی قلبم سنگینی می کند
 و نفس کشیدن را دشوار می کند تنها با نوشتن می توانم از قلب تا قلم جابه جا کنم وبهتر و بالاتر از این دو نعمت؛ نعمت تفکر است که پیوسته ما را اصلاح و ویرایش می کند وبه سوی رشد و کمال حرکت میدهد




طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
بعضی ادمها هرگز قهرمان نمی شوند !
و هرگز دیده نمی شوند  در حالی که تمام عمر قهرمان می سازند
مادران و پدران حقیقی و معلمان و اساتید حقیقی و دوستان حقیقی
و تمام کسانی که مسئولیت انسان بودن را پذیرفته وسنگینی آن را روی
شانه هایشان احساس می کنند همان قهرمانان بی نام نشانند



طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : پنجشنبه 30 مهر 1394 | 09:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
بی تفاوتی تفاوت چندانی با فُوت شدگی ندارد
آدمهایی که رنج و دغدغه ای انسانی ندارند
مُردگان همیشگی تاریخند



تاریخ : چهارشنبه 29 مهر 1394 | 09:41 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
روح عــریان مرا دیدی اگر هیچ مگوی
محرمم باش ونگهدار لب و عیب مجوی

اگر این شعر کمی قالب خود کج کرده
داغ بود سر مگو جز گُل دل هیچ مبوی




طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | 12:48 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
حکایت جالبیست ادمها سالها برای جلب توجه عوام و دیده شدن به آب و آتش میزنند وهیاهو می کنند و تلاش می کنند و پس از دیده شدن یک عمر باید خودشان را پنهان کنند و یواشکی بیایند و بروند و حوصله ی هیاهو و دیده شدن را ندارند!و مشتاق گمنامی و خلوت میشوند!



طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : شنبه 28 شهریور 1394 | 08:10 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه شما
روح با رنج صیقل می خورد و با عشق زیبا می شود

پس اگر رنج و عشقی نداری بدان که زیبا نیستی

و زیباترین عشق ؛ عشق به حقیقت  است

و بهترین رنج ؛رنج انسان بودن وآگاه بودن است


(این جملات پس از مطالعه مطالب دکتر رجائی
در ذهنم نقش بست که لازم میدونم همین جا از
ایشون تشکر کنم که با واژگانشون باعث خلق
اندیشه واین واژه ها در ذهن و دل من شدند)



طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،

تاریخ : جمعه 27 شهریور 1394 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
باید اعتراف کنم همه انسانها در همه زمینه ها از دور زیباترند و من هم یک انسانم و همه ما باید این حقیقت را بپذیریم و به آن آگاه باشیم



طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: انسان زیبایی، حقیقت زیبایی، راه زیبایی،

تاریخ : یکشنبه 18 مرداد 1394 | 05:11 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : جمعه 9 مرداد 1394 | 02:44 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
آگهی فروش زمین در میدان حیقوق نبی تویسرکان

با سلام به شما بازدید کنندگان گرامی این روزها فشار اقتصادی بر همه چیز سایه افکنده و امشب بر مقاومت من هم چیره گشت تا به ناچار و بر خلاف میل باطنی ام از دلکده ام که از ابتدا قرار بود فقط پذیرای دل نوشته های ما باشد برای امور اقتصادی استفاده کنم و آگهی فروش زمینم را ناچارا در این وبلاگ هم که در اصل حریم دل من است منتشر کنم تا شاید داغ نان به ما امان دهد تا به دغدغه های دل وجان بپردازیم

Image result for ‫حبقوق‬‎
زمین مذکور:
واقع در میدان حیقوق نبی
24متری جدید الحداث -زمین جنوبی

دارای سند و جواز ساخت

تلفن تماس: 09189510320


Image result for ‫حبقوق‬‎






طبقه بندی: اخبار تویسرکان،
برچسب ها: فروش فوری ملک در تویسرکان همدان، فروش فوری زمین در میدان حیقوق نبی یکی از پیامبران بنی اسرائیل در تویسرکان، زمین اماده ساخت در میدان حیقوق تویسرکان اماده ساخت با جواز و سند،

تاریخ : پنجشنبه 25 تیر 1394 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
آتش شکر وسپاس تو ای معشوق هستی در تمام جسم و جانم شعله ور است وچه لذتی دارد سوختن در آتش شکرگزاری تو وچه شیرین است پروانه بودن در این آتش ....ای کاش این احساس از مرز این ثانیه ها می گذشت و در تمام دقایق و ساعتها و روزها و عمری جاری بود...


طبقه بندی: نیایشـهای آرمــان تویسرکانی،
برچسب ها: نیایش و شکرگزاری .تویسرکان . تویسرکانی. میثم گنجی.ارمان تویسرکانی،

تاریخ : سه شنبه 19 اسفند 1393 | 03:04 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
گاهی حرف آخر چنان عظیم و باشکوه وناگفتنیست که در قاموس هیچ واژه و بیانی نمی گنجد و تنها یک واژه توان جای دادن حجم و شکوه آن را دارد و آن سکوت است و بزرگترین حرف هم سکوت است وبلندترین فریاد هم سکوت وعمیق ترین سخن هم سکوت است وهر چه که به اوج می رسد سکوت است؛ اما هرگوشی توان شنیدن و هر درکی توان فهمیدن آن را ندارد


خدایا چنان به تو امیدوارم که گاهی جان در جسم بی تاب می شود
و چه گناه بزرگیست نا امیدی و بزرگترین گناه همین است
خدایا من پر از نمی دانم هستم و دانستن نمی دانم
 پر از ترس است خدایا ترس نمی دانم هایم
 را از من بگیر وبا شجاعت دانستن
جایگزین کن

انسان در طول تاریخ برای جاودانه شدن به  هرکاری دست زده است
غافل از اینکه اکسیر جاودانگی انجام کارهای نیک وماندگار
است انسان تنها یک اکسیر برای جاودانه شدن
دارد و آن نیک بودن است پس هرچه
نیکوترباشیم ماندگارتریم

هر انسان
 زمانی به آرامش
 می رسد که پاسخی
برای این سه سوال داشته باشد
که از کجا آمده ام؟
آمدنم بهرچه بود؟
به کجا می روم؟

انسان
موجودیست
که پیوسته بین عرش و فرش
در حال صعود و سقوط است بین دو بودن
وخوشبخت کسی است که
به یگانگی و یک بودن
می رسد

مهمترین تکلیف ما
 این است که زندگی را زندگی کنیم
و زندگی بخش باشیم نه اینکه خود را
به مرگ روزمرگی بسپاریم

اصلاقبول اشرفیت
همه ما مدعی هستیم
که اشرف مخلوقاتیم، سوال من ازهمه
 اشرف مخلوقات این است که مگر ما به خداوند
خالق نمی گوییم؟مگرما از خدا و نماینده
او نیستیم؟چقدر توانسته ایم خلق
کنیم؟معنی خلاقیت را میدانیم؟
معنی زیبایی را چطور؟
خدا زیباست و زیبایی را دوست دارد
ما چه چیز زیبایی را در خود و جهان خلق کرده
و ساخته ایم؟آیا هنوز هم میتوانیم ادعا کنیم که اشرف
مخلوقاتیم؟!چند نفر از ما واقعا خالق بوده ایم؟
چقدر در خلق زیبایی درجهان
نقش داشته و داریم؟
آیا بهترنیست
بگوییم انسان می تواند اشرف مخلوقات
باشد نه اینکه هست ؛می تواند باشد به شرط
آنکه صفت خالقی را در خود ایجاد و عملی
کند و خلق کند و زیبایی بیافریند
در درون و بیرون خود بنابراین
انسان همانطورکه می تواند
اشرف مخلوقات باشد
می تواند پست ترین
مخلوق هم باشد

البته که گاهی خلاقیت
ابزارهای زیادی لازم دارد اما
انسان خالق از کوچکترن ابزارها
برای نمایش خلاقیت استفاده خواهد
کرد تا خالق بودن خود را نشان
دهد هرچند اندک که دلیل
اشرف بودن همین است
"خلق کردن زیبایی"

تعصب به جا و بی جا ندارد
تعصب زشت است چون مانع رشد است
وهرچیزی که مانع رشد ویا فنا کننده ی رشد و کمال
باشد زشت است و مذموم است وباید
آن را کنار گذاشت واز آن دوری کرد
اما عقل همیشه
به جا و زیباست وهرگز نباید آن را
کنار گذاشت


بدون شک
 کبک زیباست و آرامش بخش
اما گاهی دیدن کبک ها مرا عصبی می کند
در آن زمانی که سرشان را زیر برف می کنند
 وهمه چیز را سپید و پاک و بی
نقص می بینند واین همان
آرامشیست که بی
ارزش است
چون واقعیت ندارد
ومحصول نا آگاهی
وفریب خود است
 
خدایا ابهام و تردید وترس را از تمام اندیشه ها و دل هایی که تو را می خوانند و می خواهند  بگیر و یقین و آرامش را به دلها ودستهایی که در این دنیای شناخته و ناشناخته به سوی تو بلند است عنایت فرما هرچند نوشتن وافشای بعضی حرفها حیف است چون محصول دل هستندو محصول دل فروختنی و نمایش دادنی نیست اما گاهی جنون راه رسیدن به سعادت است پس عشق خودت را در تمام دلهایی که گاهی به یاد تو بی تاب میشوند استوار گردان تا گام هایشان استوار گردد تا تمام آنچه را  که برای رسیدن به رضایت تو لازم است باهمان قدرت بی انتهایی که تو به آنها بخشیده ای بدست آورند


بدون شک زیبایی انسان

 با اختیار و آزادی وتلاش و نیت تلاش او ست

اما باکمی دقت متوجه خواهیم شد با اینکه انسان

موجودی مختار و آزاد است اما بعضی از چیزهای این دنیا و

 انسان جبری و ارثیست و وراثت و ارث وشرایط نقش

 مهمی در سرنوشت افراد دارد وتنها روح های بزرگ

 واندک و اراده های پولادین هستند که خداگونه

 از هیچ همه چیز می سازند

 بنابراین سرنوشت

 عموم افراد رابطه ای جدی با جغرافیای جبری و ارثی

و شرایط ومحیط آنها دارد پس بهتر است تلاش را هدف خود قرار

 دهیم ،نه نتیجه و رسیدن به هدف را ؛که آنچه مهم است

 تلاش در راه هدف است و هدفمند بودن یکی از

رسالتهای زیبای انسان است

------------------------------------

خدایا هرچه تو بخواهی و بگویی

من دیگر هیچ نمی گویم واین حرف آخر من است

"سکوت" و سکوت همان واژه ی باشکوهیست که تنها

 اندیشه هاوقلبهای باشکوه توان شنیدن و فهمیدن

 آن را دارند میدانم و میدانید که سکوت رنج دارد؛

درد دارد ؛زخم دارد ولی آرامش هم دارد!

وآن سکوتیست که نمایشگر

شکوه و شرف است


که هیچ رنجی و زخمی کشنده تر ودردناکتر از سخن گفتن در جغرافیایی که درکی از تو ندارد نیست پس زنده باد سکوت که سراسر شکوه ناشناختگی و زندگی و جوشش و پالایش خویش است و بذریست که در حال انتظار و ساختن بهار شنیده شدن و درک شدن است تا با این جوشش در خویش و رنج بازنگری و باز شناسی خویش ومحیط خویش بیشتر از پیش واژه به سنگ رنج صیقل دهد با خون دل آبکاری کند تا در آن بهار لب بشکافد و گل برویاند و گل باشد؛ من در رنج متولد شدم و در رنج زندگی کردم و در رنج نفس کشیدم و در رنج ...و این منِ تمام افرادیست که در طول تاریخ مختصات انسان بودن را شناخته وبه آن دلباخته اند و به آن عشق ورزیده اند واین منِ تمام افرادیست که انسان بودن وماندن وشدن یگانه دغدغه ی آنها بوده وهست.
نمیدانم تعریف شما از رنج چیست اما رنج همان چیزیست که با زخمهایش دید مرا وسیع تر کرد و پرواز اندیشه را در من خلق نمود و مرا در زیر برچسب تلخ غیر قابل درک برای گروهی قرار داد  و مرا وارد دنیای اندیشیدن و تنهایی و تجلی و بروز درون و خودافشایی کرد پس رنج هم زیباست چون باعث خلق زیبایی می شود رنج همان چیزیست که هر بذری برای رشد بباید آن را تجربه کند واگرنه مرده است پس ملاک زنده بودن هم رنج است وهرچه از رنج بگویم زیباتر میشود اما رنج هم نسبیست و رنج هم مثل همه ی چیزها زشتی هم دارد وآن زمانیست که رنج از توان انسان فراتر می رود ؛ کویرها و مردابها فقط نماد بی مسئولیتی و بی لیاقتی نیست بسیاری از آنها وتمام دشت های سوخته محصول رنج های بیش از حد توان است

خدایا تو خود می دانی

در این سالها تنها کَس من تو بودی

همان کَس بی کسان وآرامش بخش غریبان

وهم سخن نیمه شبان وهمراه همیشگی پناهندگان به سکوت و

 طبیعت میدانید ومیدانم همان طور که در باغی که همه ی گلها

 سلامت هستند اگرگلی دچار آفت باشد مجرم است وتردمیشود

اما خوب است بدانیم در باغی هم که همه آفت دارند سلامتی

جرم است!پس گاهی باید به مجرم بودن وغربت و تنهایی افتخار کرد

همانطور که در طول تاریخ مجرمانی بوده اند که بهترین زمانه ی

خویش بوده اند و بایدخوشحال بود و خداوند را برای این نعمت بزرگ

سپاس گفت که اینگونه تو را محافظت میکند که پیله ها ی غربت

و تنهایی می توانند آبستن پروانه ها باشند

درست است که طبع شعر دارم اما اگربگویم بعضی از آدمها از خوشبختی و شادی و حتی موفقیت های پاک که یکی از ابزارهای خوشبختیست میترسند! اغراق نیست!به همین دلیل از هرچیزی که آنها را به سرزمین خوشبختی رهنمون کند اجتناب می کنند!چون باور کرده اند که سهمی از خوشبختی  ندارند!و پیوسته ؛ آگاه و ناخود آگاه برای اثبات این باور می کوشند واز آنجا که سرنوشت نهایی انسان در حوزه ی اختیار و انتخاب به باورهایش و انتخاهایش و میزان وشدت باور وایمان و درستی انتخاب بستگی دارد چنین افرادی هرگز طعم خوشبختی را نمی چشند چون یا باوری ندارند و یا به باورهایشان ایمان ندارند ویا برای خود حق انتخابی متصور نیستند


بزرگترین افسوسها زمانی رقم می خورد

که ابزار در کنار عُرضه (لیاقت و توانمندی فکری و ایمانی)

 قرار نمی گیرد و این همان حکایت بذرهای عالیست که به دلیل

دور ماندن از شرایط رشد فنا میشوند و به ثمر نمی رسند!و همان

حکایت همیشگی و تلخی که در سراسر تاریخ بشر همواره

بوده و هست و این همان جبر شرایط است عاقبت

بذر در کویر همین است "فنا" البته که

درجهانی نسبی نمیتوان سخن

ازقطعیت گفت اما؛کلیت

ماجرا همین است


شاید باید حرف آخر را بهتر از این نوشت و یا شادتر و شیرین تر از این تا خاطره ای خوش بر جای بماند اما به نظر من حرف آخر باید حرف دل باشد بی هیچ کوششی برای خلق واژه ،ساده و روان وصادقانه؛ وپر از شکوفه های حقیقت ؛که گاهی زیباترین و جذاب ترین حرف ها و واژه ها همین حرفهای ساده و بی کوشش دل هستند که بی اختیار می جوشند و بر صفحات نقش می بندند


امیدوارم تمام حرفهای

دلی که نوشتم و در ادامه خواهم نوشت باعث رنجش

 کسی نشودویا موجب این سوتفاهم که من خودم را چنین

 وچنان میدانم و ...نه انسانها همه دارای حُسن و نقص هستند و

 اگر نقصی نداشتیم روی زمین نبودیم بحث وهدف بیان تفاوت ها و

بخش اندکی از حقیقت ها در کنار واقعیتهای تلخ و شیرین در کلام

 آخر بود واگرنه ما همانیم که عرض کردیم

شاعریم و آرمانیم خاک پای

همه ی شوریدگانیم

انسان مهم است ؛ارزشمند است؛باشکوهست ؛

هرکه میخواهد باشد و انسانیت مهم تر؛

همه ما زیباییم و ارزشمندیم

چون خداوند زیبا و ارزشمندی داریم ؛همان خدایی

که این همه برای ما وقت گذاشته و هزینه ها کرده است

واینکه باید واقعیتهای غیرانسانی را بی آنکه دامن به آنها آلوده کنیم بپذیریم نه اینکه انجام دهیم بلکه وجودشان را بپذیریم تا از رنج دیدنشان کمتر آسیب ببینیم که بعضی واقعیتها هیچ سنخیتی با فطرت انسانی ندارند و گاهی هم دلیل نیک و مشروع و منطقی ندارند و به عبارتی همین جوری اند باید بدانیم ما انسانها هرچه بیشتر بدانیم بیشتر پر میشویم از نمی دانم ها و ابهامها و سوالها و هرچه این سوالات بیشتر و در مورد موضوعات مهمتر و اساسی تر باشد انسان به شکوه انسان بودن نزدیکتر است که ارزش هر انسان به سوالاتی بستگی دارد که در ذهن دارد باید بدانیم که نباید از آدمهایی که در دنیای محدود واقعیتهای فیزیکی که همان حواس پنجگانه هستند زندگی می کنند توقع داشته باشیم به دنیای نامحدود ذهن قدم بگذارند و درکی در این زمینه داشته باشند چون درک آنها در حیطه ی اعضا و جوارحشان است و حواسشان فقط معطوف به حواس پنجگانه شان است و از حواس هزارگانه ی ذهن بی خبرند پس فخرفروشی های پوچشان را که محصول تمرکز بر حواس پنجگانه و دست آوردهای این حواس است درک کنیم و از اینکه به دلیل محدودیت حتی گاهی شما را سرزنش و قضاوت می کنند غمگین نباشید چون ایشان فقط پنج قاضی دارند و آن هم حواس پنج گانه شان است اما پیوسته مراقب فاصله تان با آنها باشید چون همانطور که رنج زیستن با آنها اگر در حد توان تحمل شما تنظیم شود مفید است نزدیک شدن بیش از حد آنها به حریم شما و خارج از توان وتحمل شما می تواند مضر و خطرناک باشد چون رنج انسان را صیقل می دهد و رشد می دهد پس بد نیست در حد توان رنج هایی را که به شما می رسانند ببینید و صیقلی شوید اما مراقب حفظ فاصله لازم باشید که این اکثریت می توانند شما را از پای درآورند و مراقب باشید که ایشان وارد حریم شما نشوند که محرمیت با ایشان به محرومیت شما از باشکوه ترشدن ختم میشود که آنها پنج دلیل بیشتر برای زندگی ندارند و آن هم همان حواس پنجگانه شان است پس بهتر است هم مسیر آنها نه هم روش آنها در دنیای واقعی شان باشید وپس از گذر از دنیای مشترکتان به دنیای خود سفر کنید و زندانی دنیای پنجگانه ی انها نشوید که محدود شدن در حواس و توقف در انها یعنی مرگ حتی اگر نفس بکشیم




من  زمانی به خودم ایمان داشتم

که هیچ کس به من ایمان نداشت

گاهی باید بعضی سخنان اهل اندیشه را تجربه کرد تا به عمق دقت آنها پی ببریم و با تمام وجود درک کنیم که آنها چه گفته اند ویکی از آن سخنان این است : شک نکنید برای فرد یا افرادی که شما را می فهمند هیچ توضیحی لازم نیست و برای فرد و افرادی که شما را نمی فهمند هر توضیحی اضافه و بیهوده است

گاهی آگاهی و دانستن چنان  رنج و درد وفشاری
در انسان ایجاد می کند که با خودش می گوید هرچه تاکنون دانسته ام و هرچه تا کنون کتاب خوانده ام و  هرچه تا کنون اندیشیده و فهمیده ام دیگر بس است! به اندازه ی کافی خودم را دچار رنج کرده ام از این به بعد هیچ کتابی را نخواهم خواند! وبه هیچ موضوعی فکر نخواهم کرد!

دریای محبت باشیم اما برای کسی که لایق آن باشد
برای نالایقان بهتر است کویر باشیم
وتمام محبت خود را نثار کسی
کنیم که لایق آن است



ودر پایان

 از خداوند می خواهم تمام انسانها را و من را یاری کند طوری

 زندگی کنیم تا در آن لحظه ی آخر که جان از زمین تن به

پرواز در می آید لبخند بر لب داشته باشیم

پس ای سرچشمه ی نور و مهربانی

 یاریمان کن تا با تلاش هرانچه  ما

را به رضایت تو وسعادت نزدیک

 می کند بدست آوریم

خدایا
بهترین بهشت نزدیک ترین و در دسترس ترین بهشت است

و آن بهشتی است که انسان می تواند در درون خود خلق

کند و پدید آورد؛ توفیق خلق این بهشت را به همه ی

انسانها و من عنایت فرما که این همان راز آرامش

 است و آرامش همان چیزیست که همه

انسانها به دنبال آن می گردند

والسلام و السکوت...

آرمان همدانی تویسرکانی

مورخ: اکنون تا ...

ضمنا از شما دعوت می کنم در ادامه مطلب چندغزلی رو که از حضرت حافظ انتخاب کردم  و جزو غزلهایی هستند که از دوستان و همراهان من در خلوتهایم می باشند مطالعه بفرمایید...


ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات

غم کجا می تازی؟!


این چمن وادی خوشحالان است


نکند بی خبری؟!


بوی خالق زده بر ملک دل من امشب


از کجاآمده ای؟!


به کجا می روی ای ابر سیاه" نکند بی خبری؟!


لشکریار ندیدی در راه؟!


که خروشان وسپید می زند بانگ امید


بید مجنون دلم می رقصد


از نسیمش" عطرش


چه غروری دارم" چه سرودی خوانم"


آخر امشب دل من خاک ره یار شده


چه سعادت خواهم؟زیر پای یارم" چه خوش است این حالم


عاقبت پای نهاد در دل مشتاقم


من چه خواهم از او؟تاکه هستم ازمن" او نگرداند رو"رو نگرداند او





طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، شب قدر من هرشبی که یار را به دل دعوت کنیم شب قدر ماست، شب قدر حقیقی و شوق وصال یار،

تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 07:06 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
قلب شــــعر من برایت کوچک است

ای تمام قلــــــب من قلبم شکست


این شکـــــستن از پلیدی تو نیست

جانشد حجم حضورت ؛زآن شکست


غم به جان من فرود آمــــــد چنین

تا که عین عشق تو بر لب نشست


قلــب کوچک را توان عشق نیست

یار جان ای خـــــــالق باغ الست


شین و قافت آتش است و معجزه

هرکــس آن آتش ببیند رخـت بست


رخت دنیایم فــــــدای شین و قاف

هرکه بی رختی کند از بند رست


خشت خامیم و به آتــــش منتظر

محتضر را ده بشارت عشق هست



طبقه بندی: اشعار ودل نوشـته های آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، عین و شین وقاف و عشق شفا دهنده ی دلهای محتضر است، عشق زنده می کند و می رویاند،

تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 06:50 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات

تعداد کل صفحات : 43 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...