تبلیغات
تویسرکان دیار شاعران و عارفان واندیشمندان؛ سرزمین سبز و آثار کهن؛ به دلکده ی اجتماعی؛فرهنگی ؛ شعرو دل نوشته های آرمان همدانی تویسرکانی خوش آمدید؛Welcome to our blog and social, cultural and literary - رنج خود شناسی و دیگر شناسی
خدایا اجازه نده بیشتر از این خودم و آدمها را بشناسم چون تحملش را ندارم که از همه و از خودم بیزار می شوم چون من هم یکی از آنها هستم یکی از همین زمین های غوطه ور در نیاز ؛بگذار از این به بعد کور و کر و ناشنوا باشم بگذار نا فهم باشم و این حجم رنج آور حقارت را نادیده و یا حسن ببینم چون حساب دیگری روی آدم باز کرده بودم و اکنون تمام حسابهایم به هم ریخته نه! فرو ریخته است بگذار صادقانه بگویم من کوچکتر از آنم که آدمها و آدم را بشناسم و باز هم دوست داشته باشم من از نیاز تنفر دارم در خودم در دیگری چون نیاز است که انسان را از قله ی افکار زیبا به جلگه پست واقعیتها می کشاند خدایا ببخش که این همه تو را رنج و زجر می دهیم ؛حقیقت بسیار تلخ تر از آن است که من بتوانم آن را شیرین ببینم ؛یاد توهم خوشبینی به خیر چه دنیای بی رنج وپر سروری بود همه چیز زیبا بود حتی پلیدی و رزالت ادمهایی که تجلی شیطانند!و حتی شیطانک درونی خودم! هم به فال نیک گرفته می شد و چه دنیای شیرینی بود وقتی در دروغ گفتن چنان قدرتمند می شویم که حتی به خودمان هم دروغ می گوییم و باور می کنیم که پلیدی و رنجی نیست وچه آرام و سر به هوا از کنار این همه حقارت و لجن زارهای متعفن عبور می کنیم و  این برهوت ها را باعینک خوش بینی خرم می بینیم!چقدر تلخ است زندگی بدون عینک ها وقتی روحی عریان در پشت چشمی عریان قرار می گیرد همه چیز را عریان می بیند و حقیقت هرچیزی را هر کسی نمیتواند ببیند و تحمل کند خدایا یاری ام کن تا توان تحمل دیدن حقیقت ها را داشته باشم که راه رشد و کمال از دریچه ی حقیقت می گذرد یاری ام کن تا توهمی که از انسان برایم بافته بودند با واقعیت آن بیامیزیم و بپذیرم که ما آدمها همه نیازمندیم و این نیازمندی با روح بی نیازی که تو عنایت کرده ای پیوسته در ستیز است مهربانا یاری ام کن تا نقص ها و کمبودهای خودم و دیگران را بپذیرم تا از نیازهایم و نیازهای دیگران متنفر نباشم تا دری به سوی رشد بگشایم و بگشاییم خدایا یاری ام کن تا خودم و دیگران را آنگونه که هستم و هستیم ببینم و بپذیرم و دوست داشته باشم که من هم یک انسان هستم با تمام خصوصیات زشت و زیبای یک انسان با وزنه ی تعادل روح و جسم مهربانا تنها به دستان تو چشم دوخته ام نا امیدم نکن



طبقه بندی: نیایشـهای آرمــان تویسرکانی،
برچسب ها: همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، شناخت ادمها و رنج و زجر شناختن خود و ادمها، حقیقت تلخ است و هرکسیتوان شیرین دیدن ان را ندارد،

تاریخ : سه شنبه 25 شهریور 1393 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات