تبلیغات
تویسرکان دیار شاعران و عارفان واندیشمندان؛ سرزمین سبز و آثار کهن؛ به دلکده ی اجتماعی؛فرهنگی ؛ شعرو دل نوشته های آرمان همدانی تویسرکانی خوش آمدید؛Welcome to our blog and social, cultural and literary - مطالب ابر : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی
دور ؛دور گرگهاست مراقب قلبت باش؛ که انسان ها مشغول نبرد

 برای نفس کشیدند ودر تلاش برای حفظ امانتی که خداوند

 به آنها داده" انسانیت شان" واین تمام توان آنهاست



وقتی که گرگ پیروز میدان دلت باشد

وقتی چنان دچار فریب کرده باشی خودت را

که گل یاسی راکه بر سر راهت روییده لگد مال کنی وبروی

وقتی چشمانت اعجاز ماه را در قلب شب نبیند

وقتی از نسیم صبح لذت نبری

وقتی با دلت بیگانه باشی

وقتی نتوانی عطر باران را بفهمی

وقتی چراغ عقل را زمین بگذاری

و فتیله ی انسان بودنت را پایین بکشی


وقتی عشق و احساس را به افسانه محکوم کنی

وقتی نام هوسهایت را عشق بگذاری!

دریده شدن قانون طبیعت میشود

وتو گوسفندانه خواهی گریست

بر آرزوهای بر باد رفته ات

وانسانیت فنا شده ات

پس این روزها خیلی

مراقب گام هایت باش

نکند پاهایت تورا به

کوچه ی گرگها ببرد



طبقه بندی: جملات آرمـــان تویسرکانی،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، از ماست که بر ماست، دوران گرگها و عشق دروغین،

تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 | 08:00 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
میدانم با نوشتن این مطلب بسیاری از آقایان و بخصوص خانمهایی که این مطلب را می خوانند بر علیه خودخواهم شوراند؛اما گفتن حقیقت اهمیت بیشتری از ناراحتی ایشان دارد؛ متاسفانه اغلب بانوان جامعه ما هنوز به رشد کافی برای ایفای نقش مهم و سرنوشت ساز و اساسی زن در هر جامعه ای نرسیده اند ؛من نمیدانم تاکی ایشان می خواهند مردان و فرهنگ و عرف را مقصر فاجعه معرفی کنند ونمیدانم چه نتیجه ای از این فرافکنی میخواهند بگیرند که قرنهاست ادامه دارد ؛فقط در پاسخ به ایشان می توانم بگویم  اگر مرد ظالم است تو چرا مظلومی؟مظلوم نباش ؛خودت باش با افکار و اهداف و عقاید و انتخاب خودت؛ به عنوان مثال آیا هنوز می توانیدحتی همسر خودتان را انتخاب کنید؟! که نقش مهمی در سرنوشت و زندگی شما داردیا نه هنوز تشخیص وانتخاب را به نسل گذشته تفویض می کنید؟! آیا هنوز کسی که پدر شما میگوید همسر مناسب شماست؟آیا هنوز کسی که مادر و سایر اعضا خانواده می گویند همسر مناسبی برای شماست؟ آیا هنوز کسی که بتواند تایید دیگران را برای شما جلب کند همسر مناسب شماست؟آیا میتوانید برخلاف نظر خانواده ازدواج کنید؟و اگر برخلاف نظر خانواده ازدواج کنید چقدر به درست و سازنده بودن تشخیص و تصمیم خود ایمان دارید؟چقدر توان تشخیص و ظرف آگاهی را در خود بالا برده و پر کرده اید؛ اینکه چه کسی برای شما تصمیم بگیرد موضوع ما نیست چون چه خودتان و چه والدین و خانواده برایتان تصمیم بگیرند وچه دیگران هردو نتیجه خوبی ندارد و این را آمار ثبت ازدواج و طلاق نشان میدهد پس مشکل کجاست؟!((رشد)) حلقه ی مفقوده ی این ماجراست و رشد برای نسل گذشته تقریبا محال است چون آنها در زمانه ی خودشان انسانهای رشیدی بوده اند هرچند که رشدشان امروز مصرفی نداشته باشد این شما هستید که باید رشد کنید تا شما هم در زمانه ی خودتان رشید باشید در پایان شعری رو تقدیم همه ی بانوان ایران زمین می کنم

مزرعه؛ هم باغبان؛ هم آفــــــــتاب

زندگی؛آب حیات؛ هم ماهــــــــتاب

این همه درمشـــت تدبیر زن است

این پری خو برتر از روی و تن است

جایگاه مرد در این عرصه تنها بزر افشانی است این زن است که بذر را رشد می دهد و پرورش میدهد و باغبانی میکند و به گل بودن میرساند مرد ابزار باغبانی را برای او مهیا میکند و این زن است که هنرمند عرصه ی پرورش انسان است پس بدانید اگر مردی ظالم است محصول ظلم پذیری و کم هنری زنی است ؛این جایگاه باشکوه و پر مسئولیت مادریست که به هر جامعه ای سمت و سو میدهد بنابراین اگر جامعه ی خوبی داریم محصول هنرمندی مادران است و اگر جامعه ی خوبی نداریم محصول بی هنری و عدم رشد مادران است البته نمیخواهم که زن جامعه را به تنهایی مقصر فاجعه معرفی کنم اما در میان تمام عوامل و دلایل بیشترین نقش و مسئولیت را دارد بنابراین حتی اگر نظریه ی کهنه ی مرد ظالم را قبول کنیم این حقیقت خودنمایی می کند که : تا مظلومی نباشد ظالمی پدید نخواهد آمد ظالم جایی اعمال ظلم میکند که ظلمش پذیرفته میشود متاسفانه بانوان جامعه ما هم از مضرات افراط و تفریط و تناقض های موجود در جامعه و فرهنگ در امان نمانده اند وبه به یکی از دوقطب متمایل شده اند یا خودشان هم ظالمند که خانمهای ظالم روز به روز در حال زیاد شدن هستند یا هنوز در قطب مظلوم مانده اند تا یک ناجی حقوق انها را احیا کند بانوان حق بگیر هم که غالبا خود ظالمی دگرند وشاید این بازخورد طبیعی باشد و شاید این فکر که به ظالم باید ظلم کرد ظاهرا درست باشد اما وقتی ظالم واژه ی مرد باشد فاجعه میشود چون خانمها تفکیکی بین انها قائل نیستند و هر مردی را ظالم میدانند به هر حال واقعیت موجود است و قابل انکار نیست هم مرد میتواند ظالم باشد و هم زن و این تفکیک خود زیر بنای هر ظلمیست((زن و مرد)) تا زمانی که به واژه ی انسان نرسیده ایم داستان ادامه دارد...






طبقه بندی: دیـدگاه آرمان تویسرکانی،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، اجتماعی وهنری وادبی و فرهنگی و روانشناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی تویسرکان و حیقوق نبی و میر رضی آرتیمانی و حبقوق نبی گردوی تویسرکان بهشت غرب، شاعران همدان وتویسرکان و نهاوند و رزن و ملایر وسرکان و فرسفج وقلعه ی کرزان وقلعه ی اشتران و گردنه ی سرابی و شاهزید وروستاهای تویسرکان، سرنوشت هر جامعه ای به دست زنان آن جامعه است، نقش زنان در تربیت مرد و سرنوشت جامعه،

تاریخ : پنجشنبه 12 دی 1392 | 09:58 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 30 آبان 1392 | 09:15 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد. اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست
(دکتر شریعتی)


http://www.bitrin.com/ARTICLE6087.html

عشق اگر به دوست داشتن برسد زایشگر میشود و خلق می کند زیبایی و احساسی بلند مرتبه را که کافیست انسان یک بار تجربه کند تا یک عمر از آن سرشار شود این نوع دوست داشتن و دوست داشته شدن حس بی نیازی را در انسان متولد میسازد و مقدمه ی عشق به خداوند است و عشقی بالاتر و برتر و بی انتها؛ این نوع از عشق مناظری را به تو نشان میدهد که دیگران از دیدن آن محرومند و قدرتی را که در هیچ عقلی نمی گنجد و شکوهی را که در چشمانت برق می زند و شوقی را که تمام اطرافت را سرشار میکند و امیدی را که از بلندای کوهها عبور میکند (آرمان تویسرکانی)



طبقه بندی: برداشت وپردازش به سخن بزرگان،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، سخن بی پایان جهان عشق است، پله پله تا ملاقات خدا،

تاریخ : پنجشنبه 5 دی 1392 | 09:04 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات




از روزگار آموختم  که هرچه در دسترس نباشم محبوب ترم وهرچه در دسترس باشم پیش پا افتاده تر و نا محبوب تر هرچند که مهربان ترین باشم چون آدمها به دنبال چیزهایی هستند که ندارند هر چند آنچه ندارند مس باشد و آنچه که دارند طلا باشد! وقتی به ماهیت انسانهای محبوب پی بردم تازه فهمیدم کسی که خودش را دور از دسترس نگه میدارد دچار ترس و ضعف است وازاین دو بدتر غرور؛ترس از شناخته شدن و برملا شدن ضعف؛ و ترس از خود بودن؛تازه فهمیدم دور از دسترسها تمام تلاششان این است که همانی باشند که دیگران میخواهند و می پسندند و توقع دارند !نه همانی که خودشان دوست دارند و میخواهند واین برزخ سوزانیست که مدام در آن میسوزند وبواسطه ی همین آتش تمام اطرافشان و هرکس را که به آنها نزدیک شود میسوزانند؛ آتشی که از درون خودشان را واز بیرون دیگران را فنا میکندبه همین دلیل گلایه ی عمومی افراد محبوب این است:از درون خودمان را و از بیرون دیگران را سوزانده ایم



طبقه بندی: دیـدگاه آرمان تویسرکانی،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، آسان ترین و پست تریت راه محبوبیت، ماهیت افراد محبوب و دور از دسترس،
دنبالک ها: لینک،

تاریخ : شنبه 27 مهر 1392 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : شنبه 19 مهر 1393 | 07:26 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392 | 02:59 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات








وقتی به این جهان بینی حضرت سعدی فکر میکنم ترس تمام ستون های افکارم را می لرزاند و با خود میگویم در دنیای حضرت سعدی چند تا آدم وجود داشته است؟!!! و ما و جامعه ی ما در کجای آن دنیا قرار دارد؟!!!و با این ملاک چه تعداد آدم روی زمین زندگی می کنند؟!!سعدی شیرین سخن چه تلخ حقیقت را روبه روی ما قرار میدهد وما را در مورد انسان بودنمان دچار تردید میکند






















باورمان میشود هنوز انسانهایی بر اثر گرسنگی می میرند؟!!! اشک هایمان را پاک کنیم وبه لبهای دعا خوانمان فرمان خاموشی بدهیم چون بزرگان گفته اند: دستانی که یاری میکنند مقدس ترند از لبهایی که دعا میکنند ؛پس دل مهربانمان را استوار کنیم واحساستمان را تخلیه نکنیم تا بغض چشمان ما را به روی جهان بگشاید آنگاه به رسالت خود پی خواهیم برد"انسان بودن" تا خانواده مان و همسایه مان واقوام مان و جامعه ی خود را ببینیم شاید آنها مشکلشان گرسنگی و فقر مالی نباشد اما گرسنگی و نیاز در هر انسانی هست یکی جسمی و یکی روحی حتی گاهی گرسنگی های ذهنی و روحی بسیار خطرناکتر و فنا کننده تر از گرسنگی جسمیست چون روح آنها را فنا میکند و می میراند وجامعه ای را رو به فنا و نابودی می کشاند اما نباید به اطرافمان و خانوادمان و اقواممان و حتی جامعه ی خودمان محدود شویم واگر نیاز و مشکلی نبود احساس بی تکلیفی کنیم همانطور که حضرت سعدی میفرماید بنی آدم اعضای یکدیگرند نه یک خانواده و یک قوم ویک جامعه .آری ما انسانیم و رسالتی داریم"انسان شدن" و این همان چیزیست که قبل از سعدی و بعد از سعدی بارها از بزرگان شنیده ایم واین داستان بی پایان دنیاست که از آغاز زندگی انسان شروع شده است و هنوز ادامه دارد چون هنوز جهان و صاحب آن و نویسنده ی این داستان به انسانیت انسان امیدوارند و اگرنه نویسنده ی داستان به داستان جهان و انسان خاتمه میداد پس بیایید در حد توان نا امیدش نکنیم تا در روز موعود نا امیدمان نکند



طبقه بندی: برداشت وپردازش به سخن بزرگان،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، شعر و دل نوشته عاشقانه و عشق و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، جهان بینی سعدی، بنی آدم اعضای یکدیگرند،

تاریخ : پنجشنبه 18 مهر 1392 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نظرات


این مرد از کدام عشق سخن میگوید؟

که حتی محال در برابرش سر تسلیم فرود می آورد؟

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر
 می گذارد دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

خدایا ! به هرکه دوست میداری بیاموز که : عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که دوست تر میداری بچشان که : دوست داشتن از عشق برتر





طبقه بندی: دکترمصدق ودکتر شریعتی ودکتر چمران وآیت اله صدر، سخن بزرگان،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، شعر و دل نوشته و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، دکتر شریعتی و عشق و جملات شریعتی در مورد عشق، عشق حقیقی و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی،

تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392 | 06:10 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392 | 05:11 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392 | 04:56 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما

 چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ؟

      خانه اش ویران باد !

           من اگر ما نشوم ، تنهایم !

                 تو اگر ما نشوی ، خویشتنی ...

 از کجا که من و تو

    شور یکپارچگی را در شرق

                  باز بر پا نکنیم ؟!

                          از کجا که من و تو

                              مشت رسوایان را وا نکنیم ؟!

من اگر برخیزم

     تو اگر برخیزی

          همه برمی خیزند !

              من اگر بنشینم

                 تو اگر بنشینی

                     چه کسی برخیزد ؟!

                         چه کسی با دشمن بستیزد ؟!

        چه کسی پنجه در پنجه ی هر دشمن دون آویزد ؟!

دشتها نام تو را می گویند ...

       کوهها شعر مرا می خوانند ...

            کوه باید شد و ماند

                  دشت باید شد و خواند ....

 

شعر از : حمید مصدق

http://foshtom.persianblog.ir/post/1505/




طبقه بندی: مطالب واشعار دیگران،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، شعر و دل نوشته و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رز، برخیز تا بمانی، من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمی خیزند /مسئولیت انسان بودن،
دنبالک ها: لینک،

تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 12:22 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما


1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند 
عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.


2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند 
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.


3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند 
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.


4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند 
شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد



طبقه بندی: دکترمصدق ودکتر شریعتی ودکتر چمران وآیت اله صدر،
برچسب ها: : همدان؛تویسرکان؛ملایر؛نهاوند؛رزن؛میثم گنجی؛آرمان ایرانی همدانی تویسرکانی؛همدانی ؛تویسرکانی؛ ملایری؛رزنی؛ نهاوندی، شعر و دل نوشته و نثر و نیاش وعرفان و عرفانی تویسرکان، جملات زیبا و قصار بزرگان و اجتماعی و فرهنگی و خداندو پروردگارا، اجتماعی وهنری و ادبی و فرهنگی وروانشناسی تویسرکان، شاعران همدان وتویسرکان وملایر و نهاوند و رزن، انواع انسان و ادمها، انسان و انواع ان از نظر دکتر شریعتی،
دنبالک ها: لینک،

تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392 | 09:33 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما
تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : آرمان تویسرکانی - نام: میثم گنجی | نگاه زیبای شما